وقتی غمگینم
به کوچکترین اتفاق ساده ای میگریم
از روزهای آمده!
از سال های نیامده!
از آدم های روشنفکر مست!
از ساده گان بی لبخند!
از سایه های گم
درخمار دود و الکل
مثل کودکی به دنیا آمده
مثل تاثیر اولین گناه
به پایانی که نیست خیره ام!
مثل دختری وحشت زده غمگینم
که کشان کشان به سنگسارمی برندش
و از زخم زبان مردم مست
به قبری روشن فکر میکنم
منم سبز می پوشم
تا در انتحار ظهرعاشورای کابل
فریاد دردناکی بزنم
منم دست هایم را بی هیچ قتلی خونین می کنم
وگره های دار را محکم می کنم
حالا با دست های خالی به زمین می گویم
مانند من گریه کن
چون سیلی
آذرخشی
تکان لرزه ای
گرسنگان را به حلقوم بگیر
و دوباره به دنیا بیاورشان با چشمی سیر
دلی خوش
حالا که از جهانی سوم زاده شده ام
و روسری گره می زنم به سرم
و هنوز مدرنیزه و شامپاین مستم نمی کنند
و می خندم با دوستانی که چوب لای چرخ صداقتم می گذارند!
منم که به دست نوازش سرما تحریک می شوم
منم که زنانگی ام را بیهوده مخفی می کنم
در مه شهر
که بی هیچ دشمنی می جنگم
منم که دنبال ذره ای نورتشنه ام
ذره ای حرف خدا
نه!
ابرهای کسالت آسمانم را گرفته اند
حتی جرات گریه ندارند
از فریاد بلندم چه حاصل
جز گلو سوختن
و کری به کرهای دنیا اضافه شدن
طرح
1
ما متفاوت بودیم
من پیاله چایم را به پیمانه شرابت زدم
و گفتیم به سلامتی هم
2
وقتی مرا بو می کشی
و لبریز می شوی از عطر بهشت
فکر نکردی حرامی ها هم عاشق می شوند
و دوست دارند با دخترکان چینی به توالت بروند
وببوسند همدیگر را
بدون نگاهی
آهی
و ندیدی آن عجوزه را در کنار خیابان
که چنگال هایش را تیز کرده بود
و نفس های شهوتش می چکید روی دامنش
وقتی انسان چاره ای جز خالی کردن نیاز گناه آلودش ندارد
به موهای سفیدت توجه نمی کند
هامبورگ
من یک شهروند معمولی شدم
در یک شهر معمولی
به روال عادی زندگی می کنم
فکر سونامی نمی لرزاند تنم را
حتی چند نوع غذا سرو می کنم به سبک بورژوایی
غمی ندارم، جز انباشته شدن پله ای چربی هایم
به هوا عادت کردم
وذائقه ام تغییر کرده
دیگر آفتاب را دوست ندارم
لذتم
چشم چرانی به مادموزل های بلوندی است که از نوع باربی اند
کار و باری ندارم جز قیاس خودم با زن های چاق
و امید دادن به خودم
چقدر دوست دارم ولگردی های شبانه ام را
و نگاه کردن به آدم های مست
تو فکر می کنی جادوگری در حال ورد خوانی است
من کبوترباز عاشقی را ندیدم هرگز
کبوترها آزادمیگردند
من نان میگیرم دستم
و از شعله کشیدن شهوت گرسنگی شان لذت می برم
و پریدنشان روی سرهم برای لقمه ای
کار و باری ندارم
با مهین مغازه ها و بازارهارا متر می کنیم
بلند بلند حرف می زنیم
کسی حرفهایمان را نمی فهمد
این جایی بسی خوشحالی است
من بینی ام را با صدای بلند خالی می کنم
کسی نگاهی به من نمی کند
من سیرم
و سیری از چشم هایم می زند بیرون
مرا چه شده؟
مگر دنیا متوقف هم می شود !
حتی صلوات هایم بی برکت شده اند
به جانمازم موی سگی چسبیده
وبوی تند دهان الکلی های بد مست دیگرآزارم نمی دهد
هرشب یکشنبه دیگرخبری از من نیست
نیست که خوشم
همچنین که مبلمان دسته دوم شیکم به من
و من به آن ها
دیگر روسری ام را با حساسیت گره نمی زنم
من خوبم که دیگر خبری از من نیست
این روزها دغدغه من عابران گرسنه ای است
که می خواهند روسری ام را بخورند
کاش دوباره کوچ تازه ای بود
جایی که جادوگر قصه هایش
مهربان باشد
و غول هایش لبخند به لب
این اولین شعر فرانسوی هست که گفتم !خوب خدا کنه اولی اش نباشه!
Demain, mes mains seront minces
Elles se lèveront pour dire au revoir
L’humain est fatigué
La terre est fatiguée aussi
On n’a pas donné une tranche de pain à un gamin
Toi et moi sommes minces
On a faim, la terre a faim
Personne ne nous donne une tranche de pain
Je m’inscris dans un groupe de droits de l'homme pour aider le monde
Pour fuir la famine
Ce chemin prend fin avec la famine
Le lendemain, on mourra
فردا وقتی دست های لاغرم را برایت تکان می دهم
می گویم خداحافظ
انسان خسته
زمین خسته
ما برای پسر بچه کوچه ها تکه نانی ندادیم
تو و من استخوانی شده ایم
ما گرسنه
زمین گرسنه
هیچ کس برایمان تکه نانی نداد
من به حقوق بشر رفتم برای کمک به روزگار
برای فراراز گرسنگی
این جاده ختم می شود به گرسنگی
و پس فردا ما خواهیم مرد
حالا که رسیدم به خودم
حالا که خو گرفتم با خودم
حالا که چون همجنس باز نا امیدی به فکر قانونی کردن خودم می رسم
حالا که مستی رپ را چشیده ام
لودگی سرشار را بوییده ام
این من نیستم که نفس کشیدم در نفس های بد بوی شامپاین ات
من که این گونه در قانون غوطه ورم
وغسل هایم ترک نمی شوند
من که توهم نداشتم
که این گونه در باده های هوس انگیز اذان بشنوم
دررقص باله رکوع نماز را
و در اٌپرا صدای محرم را
باید که نه؟
نباید که من!
من کجای کارم
کجای نقطه ی سرنوشت
پایان یا نقطه سر خط دیگری
من مسلمانم که به بهشت مسیحیان نمی روم
یک معجزه کوتاه
که بگذرد چون لبخند کوچکی بر لبم
یک معجزه
یک آه
که مخفیانه می کشد دلقک
یک معجزه به شکل عدد یا حروفی منسجم
جایی نفش ببندد
به دیوار خرابه
به مجسمه شکسته شده
به خطوط دست هایم
یا چین های پیشانی ام
یادم باشد
حواسم باشد
به هر پیرمرد ژولیده ای پیشگو نگویم
شایدسکه ای شانس بیاندازد بر جوی آب
یا ادرس بختی بدهد که بیدارش کنی از زیر درخت
شاید معجزه هر شب مثل خواب می آید
و تو صبح فراموشش می کنی
شاید دیده باشم
در شکل برهم و درهم ابرها
به شکل ادمی که سر بزنگاه می رسد
که هیچ خبری ندارد
تو دلت می خواهد نقش را برهم بزنی
معجزه کوتاهی به سراغت نخواهد آمد
مسیحی ام کردی
حتی اگر نداشته ام
ذره ای مهر مریم را
مرا کشان کشان به در کلیسا رسانده ای
آیا کافر به کیشت راه دارد؟
تو کلیسای عظیمی
چون میخی استوار
روبه آسمان
مرا به حیرت کشاندی
چون نجات نوح
چون ناقوس عظیمی که بوی محمدیان را می دهد
بگذارید آزاد باشم
هر چند مسلمان زاده ام
می خواهم به خاخام ها هم لبخند بزنم
و نان روز شکر گزاری را رحمت بدانم
می خواهم دست های شما رابگیرم
تا ابد مسلمان بمانم
ماه مبارک رمضان است. توی اینترنت دنبال ربنای قبل از اذان و خود اذان می گردم. فکر می کنم اگر اینترنت نبود خیلی بد می شد. از نون شبم هم واجب تر شده!
فکر می کردم شاید در این دیار نتونم خرما پیدا کنم ولی با شروع ماه رمضون هیچ مغازه ای نبود خرما نداشته باشه!
اونم خرمای های رنگین رنگین! فکر می کردم نتونم زولبیا و بامیه پیدا کنم اما مغازه عرب ها نه تنها می تونی زولبیا و بامیه بگیری انواع شیرینی جات مخصوص ماه رمضان به شکل های عجیب و غریب هم می تونی پیدا کنی. اینجا بین افغانی ها بحث روزشان این هست که کی روزه می گیره؟ کی نمی گیره؟بعضی ها راحت می گند ما روزه نمی گیریم اینها از نوع خلاص اند! عده ای نمی گیرند می گند ما کار می کنیم کارمان سنگینه! اینم بهانه جالبی هست؟ یکی از بچه های افغانی تند تند مسافرت می کنه بین دو شهر می گه روزه ام نمی شه! فقط چند تا افغانی دیدم روزه می گیرند. این هایی که خلاص اند می گند خوب می بینیم سال بعد هم می گیری یا نه؟
فلانی اروپا اومد دو سال اولش را گرفت بعد مرخص شد دیگه نمی گرفت. چند فرانسوی تازه مسلمان شده را می شناسم که روزه می گیرندو همیشه پایبند اند. یک فرانسوی مسیحی را می شناسم سه روز به رسم مسلمان ها نیت گرفته بود روزه بگیره چون دوست پسرش افغانی است ولی دوست پسرش روزه نمی گیره از نوع خلاص هست!!
هر کجا باشید نماز و روزه هایتان قبول
مطالب قدیمی تر »