ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ شهریور ۱۳۸٦  

زمین را

زمان را

متوقف می کنم!

درختان بارور را می ریزانم

درون دانه می روم

ازخاطرش حذف می کنم رویش را

باروح گیاه یکی می شوم

نور سبزش را می گیرم

فقط برای تو می خواهم

رویش و نور سبز را



 
باید بزرگ شوم
ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ شهریور ۱۳۸٦  

باید بزرگ شوم

حتی موهایم را کوتاه نکنم

                               ناخن هایم را

و غم های بزرگ زمین را بر دوش کودکی خندان بگذارم

آن قدر انبساط بزرگی باشم

که مغزت را بترکاند

و باور کنی دختری کامل شده ام

دیگر نمی دوم سوی سرسره های اخم هایت

و تاب نمی خورم از لب های آویزانت

و چین های دامنم را به باد نمی دهم

باید بزرگ شوم

آن قدر که کفش های مادرم به پایم شود

دستم به توت های رسیده برسد

و ریشه هایم به آب های زیر زمینی