به آب می زنم

به خاک می زنم

به هوا می پرم

غریزه های خفته ام را بیدار کردی

بریزم آب های شور خلیج را

بنوشم باران های سیل آسای هند را

بغلتم بر پوست هوس باز ساحل گرم

کاش بمانیم تا ابد

عاشقانه های جدیدی بسراییم

هزار و یکشب بمانیم

با نخل های خرمای باردار

چاههای سرپوشیده رازدار

پشه ها و مارمولک های بازیگوش

پر کنیم خاک های حیاط را از گورهای دسته جمعی عروسک های غمگین

به سرباز پیر مست چشمک بزنیم

و آب روی پوست آفتاب سوخته مان بازیگوشی کند

پر شویم

خالی شویم

رگ هایمان از انقباض خنده بترکد

ایمان دارم

برگردم

غریزه های خفته ام

از خاک های پوسیده شهرتان جوانه بزند