نمی خواهم انگشت بزنم

ثبت شود

به آنچه خدا نداده است مرا

متعهد بمانم

کاش مرا تارزان می آفریدی

کاش ان قدر دورم می انداختی

که انسان تف اش را

کاش با من بد می کردی

رگ های شعورم را سرطانی می کردی

و سیرم می کردی از جهان سوم چشم هایت

چرا عادت کرده ای

با من خوب باشی!

تو خود مرا این گونه ساختی

عصیانگر

پس بگذار یک نفس

تروریست خودم باشم!