طرح

1

 

ما متفاوت بودیم

من پیاله چایم را به پیمانه شرابت زدم

و گفتیم به سلامتی هم

 

2

وقتی مرا بو می کشی

و لبریز می شوی از عطر بهشت

فکر نکردی حرامی ها هم عاشق می شوند

و دوست دارند با دخترکان چینی به توالت بروند

وببوسند همدیگر را

بدون نگاهی

آهی

و ندیدی آن عجوزه را در کنار خیابان

که چنگال هایش را تیز کرده بود

و نفس های شهوتش می چکید روی دامنش

وقتی انسان چاره ای جز خالی کردن نیاز گناه آلودش ندارد

به موهای سفیدت توجه نمی کند

 

هامبورگ