خــبرم كــن

درآن گـــوشه تـاريك زمين

چراغ دلي روشن هست

كه درت را بزند؟؟؟

مي دانم مريضي 

و تبت به  صحراي تبت گره خورده است

اين جا من سرشار از روشنايي ام

و در زمستان بوي بهار گرفته ام

تو خوبي آنقدر كه در خوشبختي ام مرا بي خبر مي گذاري.