بگذار بگویند
عهد عتیقم
از خاک های شهر سوخته می آیم
ناخن هایم نمی رسند به بلندی مدل سال
نه پلک هایم خط باریک سیاهی
نه لبانم رنگ گل های بهاری
هیچ نداشته باشم
جز نگاه گذرانت
که دلبسته کش بی رمق چادرم
و خنده های گاه به گاهم می شود