متروی پاریس خیلی گیج کننده، زشت وکهنه است. مثل متروی تهران نیست مگرچند خطی را که جدید درست کردند. یک بار درقطارمترو، مردی با سگش آمد و به فرانسوی با مردم صحبت کرد و بعد مثل گداها دستش را دراز کرد تا از مردم پول بگیرد ولی کسی بهش پول نداد در ایستگاه بعد محترمانه تشکر کرد و با سگش رفت.

کلوشار یا بی خانمانها

         من به عباس گفتم مگر ورود سگ به داخل مترو ممنوع نیست؟ عباس گفت: چرا ممنوع هست. گفتم پس چرا این اقا سگ آورده؟ گفت: به این نوع آدم ها به فرانسه کلوشار «بی خانمانها» می گند. این آقا یک جور رانده شده از جامعه است.  آنها طبق دلشان رفتار می کنند. یعنی به هنجارها اهمییت نمی دهند. ولی اگر پلیس دیدیش می تونه بیرونش کنه. من منظورش را نفهمیدم! دیروز که با عباس برای گردش رفته بودیم تعدادی را با همان قیافه و باسگ دیدم، باز پرسیدم چرا این رانده شده ها همیشه همراهشان سگ دارند؟ عباس دلیلش را نمی دانست، او گفت این آدم ها هیچ وقت کار نمی کنند و یک سگ همراه خود دارند. از خود خانه ندارند. هرجا شد می خورند یا می خوابند و هر جا که دوست دارند می نشینند و کسی حق آزار و اذیت این ها را ندارد. جالب اینکه بعضی از این ها از نظر سواد سطح بالایی دارند حتی فوق یا دکترا!!! این ها منو یاد درویش ها می اندازند و نوع زندگی شان! یعنی یک جور بی خیال زندگی. عباس می گه بعضی اوقات پلیس ها خودشان را به شکل این ادم ها در می اورند و کنار یا روبه روی خانه یا مغازه ای می نشینند و جاسوسی می کنند. جاسوسی از این طریق آسانتر هست چون کسی حق نداره به زور این نوع ادم ها را از کنارخانه و مغازه شان دور بیاندازه!!!