موقعی که ایران در دانشکده حقوق بودم، اکثر استادانم که فارغ التحصیل فرانسه بودند از روش تدریس درایران همیشه شکایت داشتند که استاد می آید سرکلاس گویندگی می کنه و بقیه شنونده! اینجا از موقعی که وارد دانشگاه CUEEP (Centre Université-Economie d’Education Permanente)  بر ای فراگیری زبان شدم روش های تدریسش که مبنا برکار گروهی هست مرا به حیرت وا داشته است. هدف ازکار گروهی دراینجا صرف یادگیری نیست باید یاد بگیری که چگونه و چطور و چرا باید یادبگیری. ترابه چالش می اندازند وحودت باید راه را پیداکنی، باید بتوانی تحلیل کنی! یادمه یک نفر می گفت برای ورودی رشته مدیریت یک امتحان ورودی سخت داشتم که چند سوال منطق داشت فوق العاده سخت!!!! خلاصه من به هر مشکلی که بود این سه تا سوال را جواب دادم. اتفاقا در ان آزمون رد شدم به خاطر این که به اون سه سوال جواب دادم! برایم توضیح دادند این سوال ها از نظر منطق جواب نداشتند و نباید جواب می دادی یعنی نمره ات را وقتی می گرفتی که جواب سوال های منطق را نمی دادی!!! پس رد شدی.

دیروز من به کلاس زبان نرفتم فکر کردم امروز هم تمرین حل می کنیم! وقتی که رفتم همکلاسی هایم گفتند امروز میریم پیک نیک! اوه...منم تنبل! نمی دانید چقدر خوشحال شدم. پیک نیک را خیال گردش و تفریح که قبلا با همکلاسی هایم می رفتم فکر می کردم. بعدا فهمیدم چه خبر هست. هدف یک گردش آموزشی بود که طی آن با آثار تاریخی شهر لیل آشنا می شدیم. ما را گروه گروه کردند. هر گروه را نامگذاری کردند. گروه ما شد گروه قرمزها! به ما یک برگه دادند گفتند ان را بخوانید و برید دور شهر بگردید و جوابش را پیدا کنید که آن معما مربوط به چه آثار باستانی هست مثلا یک موردش این طوری بود: نام یک خانه را بیابید این خانه که به صورت هنری ساخته شده در کدام منظقه و کدام کوچه وجود دارد؟ یا دومین مورد:موزه ای را بیابید که در آن هنرهای زیبا مثل تابلوهای نقاشی و مجسمه....وجود دارد. شاید اکثر ماها این مکان ها را می شناختیم .شاید می خواستیم تقلب کنیم! و نام موزه یا خانه را می نوشتیم واین همه راه را نمی رفتیم یا اگر نمی دانستیم سریع از اینترنت جستجو می کردیم در همان لحظه!!! اما استادان آموزشگاه فکر اینجا را هم کرده بودند به ما گفتند هر مکانی را پیدا می کنید پشت صندوق های پارک متر (صندوقی شبیه صندوق پست که رانندگان به صورت الکترونیکی به ان پول ریخته و ساعتی را برای پارک ماشینش اجازه نامه می گیرند) تعدادی پاکت هست. پاکت مربوط به گروه خودتون را بگیرید و ان را باز کنید به تصویری که داخل پاکت هست نگاه کنید و تشخیص بدهید نام ان چیست؟ برای مثال اگرعکس تصویر شخصی بود بگویید چه کسی هست؟ این طوری ما مجبوریم برای به دست اوردن پاکت ها به محل مورد نظر بریم. این کار چند حسن داشت اولا من در گروهمون دوستای جدیدی پیدا کردم ودوما مجبور بودیم همه از هرکشوری هستیم به زبان فرانسه صحبت کنیم و برای بالا بردن سطح زبان برنامه خوبی بود وسوما من تونستم خیلی از جاهای دیدنی و زیبا و تاریخی را کشف کنم به طورمثال یک موزه تاریخ زیست شناختی پیدا کردم که بعدا می رم می بینمش. در راه پیدا کردن پاکت ها و مکان ها اتفاقات جالبی افتاد به طور مثال توی یک پاکت ها تصویر مردی بود که هیچ کداممان نمی شناختیم. مجبور شدیم از دیگران بپرسیم.این نوع پرسش ان هم به زبان فرانسه ما را مجبور می کرد بیشتر صحبت کنیم. مثلا یکی از رهگذران تصویر را نمی شناخت! یکی المانی بود فرانسه نمی دانست! جالب بودکه یک آقای را صدا کردم که می خواستم ازش بپرسم صاحب این عکس چه شخصیتی هست! نگاهی من کرد و رفت!! بدون اینکه پاسخی دهد. نمی دانم چرا! به این افراد زیاد برخوردم که سوال داشته باشی بهت جواب نمی دند و مثل ربات از کنارت می گذرند انگار شاید آن ها آدم نباشند! با خودم فکر می کردم شاید از مسلمان ها بدش می یاد! شاید هم یک خانم باشال و روسری هستم بدش می یاد! شاید لال باشه! دربرابر اون مرد رباتی گروه ما خندیدند اگر ایران بودم اگر کسی همچین رفتاری می کرد جلوی دوستام کم می آوردم و ازخجالت آب می شدم و یا احساس تحقیر می کردم. من اما کم نیاوردم به اون مرد گفتم (PAS GENTILL) یعنی مهربان نیستی! هر کی جواب ما را می داد دسته جمعی می گقتیم خیلی مهربان هستی! تصویر مربوط به یک خواننده بود.

یکی از اتفاقات موقعی بود که کنار رودخونه ای نتونستیم پاکت را پیدا کنیم همه صندوق های پارک راگشتیم به دوستان گفتم شاید پاکت را داخل اب انداختند باید بریم از آب بکشیم. شکی هم از این استادها نبود!! بالاخره پیداش کردیم از یک صندوق پارک دورافتاده!

همکلاسی هایم هر وقت پاکتی را پیدا می کردند با شادی می گفتند:ووهههههههههههههههههههههههههههه

بعضی اوقات مکان را نمی دانستیم دقیقا کجا هست. از جی پی آر اس که الان همه در موبایل هاشون دارند کمک می گرفتیم یا گوگل !

از اخر همه توی پارک نزدیک دانشگاه زبان جمع شدیم. روز جالبی بود.