بیداری اقلیت هزاره در افغانستان، نقشه قومی این کشور را تغییر داده است.

زجر کشیده های تاریخ افغانستان، این گروه قومی شیعه در حال سرمایه گذاری فکری و اقتصادی است. تنشها با قوم پشتون، سردمداران کشور در حال تشدید است.

 حجاب فیروزه ای راضیه حسینی صورت او را قاب کرده است. اتمام ساعت درسی است و این محصل جوان کوچه های سایه دار دانشگاه کابل را می پیماید. او آرام، خندان و پرحرف است و به آینده درخشانش می اندیشد. راضیه مظهر یک افغانستان در حال ظهور است که تغییر اجتماعی اغلب اوقات تصور رزمی شورشیان طالبان را پنهان می کند. این دختر جوان، هزاره است. یک اقلیت قومی شیعه که کاملا آگاه و بیدار شده است و با حضور گسترده، دختر و پسر در نهادهای آموزشی کشور جذب شده اند. یک پیاده روی ساده، در پردیس دانشگاه کابل کافیست این پدیده جذب شدن هزاره ها به دانشگاه کابل را فهمید که اکثر محصلینی را که می بینی هزاره اند.  در حالیکه این گروه قومی در حدود 15 درصد مردم کشور را تشکیل می دهند. حضور آنها قابل توجه است بخصوص دختران.


راضیه توضیح می دهد: "هزاره ها در گذشته رنج می برد. تنها راه به آوردن مجدد آزادی ما تحصیل و درس است." هزاره ها وارثان قوم مغول اند که چشمهای بادامی دارند و کاملا از دیگر گروه های قومی افغانستان قابل تشخیص اند. هزاره ها که احتمالا در قرن چهاردهم میلادی در افغانستان رسیده اند به مدت طولانی توسط اربابان پشتون کشور تحت ظلم و ستم بوده اند.

در پایان قرن نوزدهم، شاه عبدالرحمن حتی علیه شیعیان هزاره "مرتد" که ساکنان مرکز افغانستان، «هزاره جات» هستند، اعلام "جهاد" کرده بود تا از شمار آنها کاسته و از آنها برده برداری کنند. هزاره ها فرار از آزار و اذیت، اکثرا راهی کویته پاکستان و مشهد ایران گردیدند که آنجا نیز امروزه گروه قومی چشمگیری را تشکیل می دهند.

روح الله ناصر، چهار زانو، روی مربعی از چمن دانشگاه، فرا رسیدن شب کابل را به تماشا نشسته است. او محصل رشته ژورنالیسم، در فکر یک شغل در تلویزون است. او می افزاید: "تحصیل یک راه برای تضمین آینده ماست". "امنیت" کلمه ی که، وقتی از چشم انداز آینده آنها می پرسم در دهان جوانان هزاره تکرار می شود و آنها از وضعیتی که قوم شان دارند احساس یاس و شکنندگی می کنند. در کل، آنها بیشتر از آنچه که هستند در دانشگاه حضور دارند. محصلان هزاره در اکثر رشته ها مصروف تحصیل اند ولی در رشته های علوم اجتماعی، علوم انسانی و هنرهای زیبا با تناسب 70 تا 80 درصدی محصلان را تشکیل می دهند.

علی امیری، استاد مطالعات اسلامی در دانشگاه ابن سینا، یک دانشگاه خصوصی می گوید. «این به دلیلی است که بفهمی جامعه و فرهنگ را و بعدا بصورت بهتر تغییرش بدهی". بیش از دیگر گروه های قومی در افغانستان – پشتون، تاجک، ازبک و ... – هزاره ها برای تغییرات اجتماعی علاقمندند و به نظریه های آزادی و رهایی نیز باز تر اند.

آیا این اتفاقی است؟ در بین احزاب چپ افراطی سالهای 1970 میلادی، جریان مائوئیست ها بیشتر جوانان هزاره را استخدام می کردند. از آن زمان، جامعه هزاره ماجرا های سیاسی زیادی را پشت سر گذرانده است. پس از فریفتن چپی ها نوبت به خمینی گرا ها و بعد هم جهادی های ضد شوری رسیده است. این ها نتیجه ای شد که ناسیونالیزم قومی به اوج خود برسد و جناح های مجاهدین بعد از سقوط نظام کمونیستی در سال 1992 میلادی به جنگ داخلی بپردازند.

درسال 2001، هزاره ها از سقوط طالبان با شور و شوق استقبال کردند چون سنی های رادیکال، هزاره ها را دوباره تحت ظلم و ستم قرار داده بودند. به مدت ده سال بعد از طالبان، هزاره ها صادقانه به بازسازی افغانستان سهم گرفتند. هزاره ها از حضور جامعه جهانی که "امنیت" را تضمین می کند نفس راحت می کشند.

این زمینه های جدید نیز کمک کرده است تا هزاره ها علیه ایران توانمند عمل کنند. چون ایران، از هزاره های شیعه مذهب در مقابل امریکایی ها استفاده و بهره برداری های بیهوده می کرده است. علی امیری، استاد موسسه ابن سینا اذعان می کند: "در گذشته، هزاره های افغانستان نقش عوامل ایران را بازی کرده اند اما در حال حاضر آنها هویت خود را جدا از مراجع شیعه می دانند".

آزادی سیاسی هزاره ها هنوز هم یک فرایند دشوار باقی مانده است. چون اشتراک هزاره ها در سیاست برای بقیه گروههای قومی سوی ظن های را ببار آورده و دستیابی هزاره ها به موفقیت علمی و اقتصادی باعث نگرانیهای دیگر اقوام شده است. هزاره ها نسبت به بقیه اقوام ساکن در افغانستان محافظه کاری کمتری به زنان دارند و دختران هزاره در گیر مشاغل حرفه ای وکاری هستند.

نگاه ها بیشتر به هزاره ها جلب است و این خود باعث دامن زدن به اختلاف با پشتونها شده و این دو گروه قومی در مسیر برخورد همدیگر قرار گرفته اند. بیشتر درگیریهایی زبانی است که در دانشگاه به وقوع می پیوندد.

این پیشرفت هزاره ها مانند یک انقلاب خاموش است. پشتونها نگران میراث سیاسی خود هستند، نظام سلطنتی که آنها در قرن هجدهم تاسیس کرده بودند. این میراث سیاسی امروزه توسط هزاره ها و اقلیت های دیگر به چالش کشیده شده و اقلیت ها خواهان حضور گسترده در دولت هستند. این گسستگی های که در جریان روشنفکری رخنه می کند، خطرناک بوده و یک برداشت سیاسی تلقی می شود.

نعمت الله ابراهیمی، تحلیلگر هزاره می گوید:" تحت تاثیر جنگ قرار دارند. مناطق پشتون نشین جنوب و شرق دسترسی به آموزش ندارند چون آنها اکثرا مانع رفتن فرزاندان شان در مکتب می شوند، در حالیکه در مناطق هزاره نشین، در عین زمان، فرزندان شان را بطور کلی به مکتب می فرستند. این خود یک نوع شکاف عمین بین پشتونها و دیگر اقوام که در حال تغییر اجتماعی هستند ایجاد کرده است.

در حالیکه ناتو نیروهای خود را از افغانستان خارج می کند، بازگشت طالبان «عمدتا پشتون» بر قدرت یک دیدگاه عملی بنظر نمی رسد. این معادله قومی که کاملا تعریف دوباره می شود، افغانستان را در معرض آشوب قرار خواهد داد.

کابل، فرستاده ویژه روزنامه لوموند، سال شصت و هشتم، شماره 21004، تاریخ اول اوت 2012، فریدریک روبن

برگردان: عباس ابراهیمی