موهای آفریقایی ها برایم عجیبند!

سیاه روشن من

آه از این

         تن

             تن

                   تنپاره دست های تو!

آه ازاین

مو

     مو    

           مو ریسمانه های بافته ات!

این گونه نگاهم را شکار نکن

نتوانم ترا فهمیدن

نتوانم به اقلیم تو سخن گفتن

شاید زنی مست باشم که لکنت دارد!

 

/ 13 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صالح سجادی

سلام شاعر گویا نام تبارمان یکی ست هرچند نام من و تمام تبارم دریچه بود اما همیشه بسته به دنیا می آمدیم یا حق [گل]

امان پویامک

سلام خانم سجادی ! این خانه را به پاس این شعر های زیبای تان به خانه ام پیوند زدم همه نخوانده هایم را خواندم و پس از این هر کار تازه گذاشتی خبرم کن ، مننون می شوم... راستی اگر زحمت نیست مرا هم به پیوند هایت اضافه کن...

::: آدالار ::: وحید طلعت :::

سلام خوبی فاطمه شعر زیبایی بود خواندم انجا خوش استی؟ بیخبر نزار مارو خودت که دیوانه بودی شعرت هم دیوانه شده دختر خوشحالم که خوشبخت شدی بنویس تا میتوانی اینطور زیبا مینویسی

فرشته قاسمی

سلام فاطمه جان! شعر زیبای نویشتی . در اونجا آفریقایها زیاد هستند.؟ خوب من هم بروزم خدایا به عظمت تو سر تعظیـــم فرود می آورم و از تو میخــواهم که مرا جــزو بندگان مقرّب درگاه خویش منظور فرمایی. و از روی لطف و کرمت ارواح پاک را برای هــدایت بر من نازل فرمایی تا رستــگار شوم ، تو بزرگی و سزاوار ستایش و تکریم. خدایا

حبیب محمدزاده

سلام ... جن کفن پیچ شده شکل دیگری از ابرهاست ... صفحه بیست و ششم از صفحات گرامافون در حال اجراست منتظر نقد و نظر ارزشمندتان هستم

معصومه احمدی

سلام فاطمه گلم شعر خوبيه در موردش باهم گپ زديم ولي يادم رفت بهت بگم كه اسم شعر جالب نيست وبهتر نباشه....

کبری

زیبا بود خوشم اومد

پرویز قرین

سلام استاد بزرگوار امیدوارم صحتمند و خوشحال باشید اشعارت خواندم واقعا لذت بردم من هم بعضی چیز می نویسم ولی اسم پر بهای غزل را نمیتوانم بالای نوشته هایم بگذارم اما با آن هم عاشق شان هستم اگه وقت داشتین یک نظر بندازین خیلی خوش میشم تشکر

فرشته قاسمی

وقتی که تو بیایی؛ مردم را به فراسوی افقهای عشق و ایمان دعوت می کنی و آدمی را میهمان بهشت می کنی. عشق زیباترین گلواژه هستی است و تو می آیی که شعراین گلواژه هستی و سرود پاکدلان باغ زندگی را بسرائی وقتی که بیایی،تنها گوهر روی تو است که می تواند دلهای زنگ زده انسانهایی راکه عشق به خدا درآنها جوانه نزده جلا دهد. وقتی بیایی خورشید امامت تو دوباره به دلهای پژمرده ما جانی تازه می دهد و نهال عشق، ایمان معرفت و هزاران چیز دیگر را در وجودمان می کاری و با آمدنت زمستان شرمسار می شود و جای خودش را به بهاری همچون تو می دهد. خورشید توان درخشیدن ندارد، چراکه شرم دارد درمقابل خورشیدی همانند تو بتابد. میلاد امام زمان ع را به شما تبریک میگم بروزم. التماس دعا

امان پویامک

سلام بانو سجادی! حیلی از دل نوشته های این خانه را خواندم و برای این که این جا جای پایم را مانده باشم این ها را مینویسم از خواندن خاطره هایت دلم گرفت و از این که چند گام دیگر از ما فاصله گرفتی پس از این بیشتر این جا سر و در خواهم زد. پدرود