اين شعر ترجمه اي از شاعر كلمبيايي  درايوخارامي جو آگودلو مي باشد كه در سال 1947 در سانتاروساداسوس  كلمبيا  به دنيا آمده است .<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

                   

مي توانستم كاملا از زندگي ام برانمت

جواب تلفن هايت را ندهم

 در خانه ام را باز نكنم

 هرگز به تو فكر نكنم

 هرگز نخواهم ترا

 نه جايي به دنبالت باشم

 نه ديگر ببينمت

  و نه از خياباني كه مي گذري بگذرم

 پاك كنم خاطراتي كه با تو داشتم

 چهره ات را فراموش كنم

هرگز نشناسم ترا

حتي اگر سراغت را از من بگيرند

 مثل اين كه هرگز وجود نداشتي

اما دوستت دارم

 صدايت در تلفن نزديك است

 آه بسيار دور

 صدايت ،عشقت آن طرف خط

 و من اين جا تنها

 بي تو ، روي ديگر ماه

 صدايت نزديك است و من دور از تو

صدايت مروري است

 بر آن چه  كه با هم داشتيم

 و بايد دوباره آغاز كنيم

 آغاز ،آغازي بي پايان

  آغاز معجزه گر

 كه بتوانم بگويم عاشقم هستي................................ 

 

/ 3 نظر / 15 بازدید
hanif

درود /فاطمه جان وبلاگ خوبی داری / موفق باشی/ و خدا هيچ نبود / مگر آن حس غريب/ که گواهی دادست / لا اله الا چشمهای نازش

عباس

سلام فاطمه. آمدم عرض سلامی داشته باشم. امیدوارم موفق باشی. شعر زیبایی انتخاب کردی که واقعا قشنگ است. تشکر

reza

فاطمه جان سلام/اميدوارم در کارهايت موفق باشی/دوستار شما/رضا