بوسه های خیس به تاک های شرمنده

سر می زنم به انتهای روزنه های یک برگ

از ذره های نور بالا می روم

به سمت دست های خیس باران

به اغوش بید می پیچم

سردم می شود

نه به اندازه چشمان پرحرارتم که به تو خیره اند

نه به اندازه صدای فریاد زنی تنها

بلرزم

وای بلرزانم

شاخه های  باران زده بید بر پشتم

تا بوی تازگیبشنوم

تا با قطره ای از سر موهای پریشانت بلغزم

حس عجیبی به من دست بدهد

شاد شوم

بخندم

و دست هایت را به دور دنیا بچرخانم

اه

باران نم نم

صدای روح بخش خدا

حضور پررنگ عشق در باد

برقصم در باران

با فرشته های برگ و باد

بابوسه های خیس حسادت به تاک های شرمنده 

 

 

/ 13 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زکیه

سلام به فاطمه ی گل. در این شعرت احساس های لطیف ات جاری است. موید باشی

احمدی رشاد

سلام هموطن! با مطلبی تحت عنوان (از محضر مسافران تا منظر مخاطبان) در وبلاگ ابراز، درخدمتم. منتظر شما پنجره اي بنام ابراز.

اهورا آگر

سایه روشن چشمهایی هاشور خورده در ابتدای فصل بی بارانی... دوست دارم گنجشکهای خریص را بخوانم!

ممم

تصویر ها به هم ارتباط ندارند و از کلمات ساده و تکراری استفاده کردی.با شعرهای قبلیت دنیایی تفاوت داره.چت شده دختر.درست بنویس مثل گذشته عمیق و بکر بنویس یک زمانی تو منو تا سر حد سکته شگفت زده کرده بودی. من عاشق اهوها هستم و از کلاغ ها بیزارم من از گلوی تو جیغ می شوم وقتی می فهمی که کی هستم

رضا ابراهیمی

سلام الکساندریا با مطلبی راجع به دختران قندهار به روز شده است

علی

سلام دوست عزیز با عرض سلام و خسته نباشید . وبلاگ جالبی دارید . از شما درخواستی داشتم : ما یک سایت دانلود افغانستان تاسیس کرده ایم برای پیشرفت این سایت به کمک شما نیاز داریم . شما اگر سایت ما را با عنوان بزرگترین سایت دانلود افغانستان در وبلاگ خود ثبت کنید کمک بزرگی به ما کرده اید . در صورت همکاری های بیشتر با ما تماس بگیرید . با تشکر

عطایی

سلام عالی بود.امیدوارم همیشه شکفته باشید.

حسن

سلام خانم سجادی آیا دوستان گذشته رابه یاد داری؟ وخاطرات تلخ خانه به دوشی را؟ موفق باشید[خداحافظ]

رحمت

سلام بانوی عزیزی ما محترمه فاتمه سجادی باتشکر از این شعرهای قشنگی کی رو وبلاگ تون میگزارین خیلی خیلی وبلاگ قشنگی دارین امیدوارم کی همیش درپناهی خداوند باشید نازنین