آهوها چقدر خوشبختند

نزدیک کوه
صدای باد می آید
روسری ام را به باد می دهم
تا بغچه بغچه علف
به دشت آهوان ببرد
آهوها چقدر خوشبختند!!
سیلی به صورت هم نمی زنند
موهای همدیگر را نمی کشند
و چشم هایشان را کبود نمی کنند
آنها می دوند
و زیر پایشان ذره های نور پراکنده می شود
ما از دو سیاره جداگانه آمدیم
همدیگر را در شگفتی بو کشیدیم
و از لمس پوست هایمان ترکیدیم
دندان های نیشمان تیزتر شد
و ناخن هایمان
                داس تر
و همدیگررا درو کردیم
و آهو ها رمیدند به هر طرف
چیزی از ما نماند
که باد با خودش ببرد
/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شکریه عرفانی

هی دختر چیزی از ما نماند که باد با خودش ببرد زیبا زیبا زیبا.

حامدی

شعر بسیار جالب وخاندنی بود

ابراهيمي

سلام بانو هموطن شعرتان را زیبا در یافتم کیفی داشت .... درود بر شما

آزاد

سلام دوست گرامی وبسایت چشمه ریگی با موضوع " کوچی کیست ؟ " به روز می باشد . منتظر نظرات و پاسخ های شما هستم . امیدوارم موفق و پیروز باشید . به امید دیدار...آزاد

حسین

سلام.شعر زیبایی بود.شاد زی

رضوان

به به حززززززززززززززززززز بردم مرسی

مرضیه صادقی

شعر جالبی بود

ٍSKY

Zerafatetan dar sheer adama ba donyaie diga mebara.... Kamyabo sarfaraz bashin

مدیر

سلام بعد از یک سال وبلاگی تازه شروع کردم به من سری بزنید ممنون میشوم

مدیر

سلام بعد از یک سال وبلاگی تازه شروع کردم به من سری بزنید ممنون میشوم