كجا فرار كنم؟

كه اول و آخر جاده تويی

روبه رو

            تو

پشت سر

             تو

چشم هايت درون پوستم لانه می كند

گوش هايم را می گيرم

تا درد تسخير ترا نشنوم

كجا فرار كنم ؟

كه خاك زير پايم جاسوسی ام را می كند

درخت ها گوش تيز می كنند

 و تو در قالب آدم هايی كه دوستشان دارم

                                         می آيی

 و به سايه ام دست می دهی 

 و من چقدر تنهايم  

تا  

/ 21 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هارون نجفی زاده

شعر

ح. ورسی

سلام بر شما ! زیبابود ، استفاده کردم. همیشه سرایش گر دوستی باشید که به گفته ء شریعتی از عشق والا تر است. شاد باشید.

hz

سلام دوست خوب من که از شعر و شاعری چيزی نمی‌دانم اما هرچه بود خيلی با احساس بود. سجاده‌ای تان هميشه هموار بادا

hasan

سلام ای مهربان! بسیار لذت بخش و روح نواز بود. آشنایی با دوستی چون شما مایه ی سعادت و افتخار ما است. از مطالب مفیدتان بهره ها بردیم. تشکر باشد. این توانایی و لیاقت را تبریک می گوییم. موفق و سر خوش باشید.

sayed reza

khob affarin

سید مهدی موسوی

ممنون از اینکه خبر دادی عزیز... مطالب را خواهم خواند... موفق و پیروز باشی

هدایتی

سلام دوست خوب. هر چند اتفاقی با وب لاگتان آشنا شدم و برای چيز ديگری به اين سرای آبی گام گذاشتم ولی به من شعرهای تان چسبيد. خوش باش

zinat

سلام دوست نازنين / سروده های زيبای تان را خواندم / سپاس برای ايميل تان سال نوتان پرازشادی وبركت / دوست شما زينت

رئیس جمهور

با سلام من شعر زيبايتان را خواندم. در نگاه اول اولين مخاطب اين شعر خداوند است. نمی دانم درست حدس زده ام اما فکر ميکنم در شعر زيبايتان از تلميح به کار برده ايد چون اين قسمت از شعرتان(اول و آخر جاده تويی)تلميح به آيه ی (هو الاول والاخر) دارد.بنابراين چنين استنباط کردم که مخاطب اصلی آن خداوند است.اما اگر معشوق مجازی مد نظر شماست.بيان کردن خصوصيات معشوق مجازی به شعر شما زيبايی بيشتری ميدهد تا معشوق حقيقی. شاد کام باشيد.