زمین را

زمان را

متوقف می کنم!

درختان بارور را می ریزانم

درون دانه می روم

ازخاطرش حذف می کنم رویش را

باروح گیاه یکی می شوم

نور سبزش را می گیرم

فقط برای تو می خواهم

رویش و نور سبز را

393px-Red_rose.jpg

/ 25 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا حسین زاده

عزیزم فاطمه جان خدا کند وصل پایان پریشانی هایت باشد و سرآغاز لبخند های واقعی برای تو که همیشه یکجور تلخ می خندیدی امیدوارم عباس مرد آرزوهایت باشد. همان که می خواستی. خوشبخت باشید. زهرا

مسلم

هر زمان که در چشمانتان می نگرم می بينمش که در آن بهشت آرميده است در اين هنگام عشق آسمانی را در آن می يابم مبارکتان باد اين وصلت خانم سجادی من از دوستان عباس جان هستم هر چند که عباس را در تهران ديدم و تبريک گفتم اما وقتی شعر زيبايتان را خواندم برايم سخت بود عباس را تنها بيبينم!! هميشه شاد باشيد.

حسيني

سلام جنت الهزاره با درد عشق به روزم تا به کی با درد عشقت سر کنم در فراقت گونه ها را ترکنم

روح الله واعظی

سلام و ادب دارم شعر بسيار زيبايی بود پيوندتان را تبريک می گويم هم به شما و هم به نامزد گراميتان برايتان بهترين آرزوها را دارم خدا حافظ

حسين رضايی

سلام و درود وقت تر شنیدم که نامزد شدید، ولی دیر تبریک میگویم. به شما و عباس دوست مان به پای هم پیر شوید.

علی رضا

سلام شعرتان خیلی جالب بود کلیه اشعارتان زیبا بود اما این یکی ... زمین را زمان را متوقف می کنم! درختان بارور را می ریزانم درون دانه می روم ازخاطرش حذف می کنم رویش را باروح گیاه یکی می شوم نور سبزش را می گیرم فقط برای تو می خواهم رویش و نور سبز را در کل خیلی قشنگ بود سبز و جاری باشید

يما بيات

سلام خسته نباشی وبلاگ زیبای و خواندنی داری سالروز شهادت اميرمومنان حضرت علی (ع) را به شما تسليت عرض ميدارم علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را که به ما ثواب فکندی هم سایه هما را دل اگر خدا شناسی هم از رخ علی بین به علی شناختم به خدا قسم خدا را به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند چو علی گرفته باشدسر چشمه بقا را برو ای گدای مسکین در خانه علی زن که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت متحیرم چه نامم شه ملک لا فتا را در این شبهای عزیز مارا هم از دعای خود عاجز نگذارید خوشحال می شوم اگر به کلبه درویشی من هم سر بزنی.

فتانه رشیدی

سایه ات قصۀ تندیس ترا خواهد گفت که چسان چند شب پیش مرد های محل بی خردان روی آن تف کردند

س ح

ما رفتيم