دكمه هاي بازيقه <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

موهای درهم و برهم

سوت بي خيالي

پاهاي افتاده روي هم

و صندلي چوبي ....

ترا كه مي بينم كودك ميشوم

بايد تاپ بخورم بالا

                               بالا

                                             بالاتر

و سر بخورم از نگاه معصومت

تو مرا كودك مي كني

تو مرا به بازي بچه ها مي بري

رو به روي من باش تا هميشه

بالا

پايين

الاكلنگ زندگي من

چقدربالا رفتم در حادثه چشم هايت

و چقدر سنگينم از رسوب دلتنگي هايم

مرا مي بيني

وقتي كفش هايم رادرآب مي اندازم

پاي برهنه من

تكلف نمي پذيرد

چقدر آزاد مي شود

روي چين  هاي خاك

برقصم

برقصم

روي سبزه هاي تر

بريزم

بريزم

خنده هاي شادي ام را

بزرگ كه مي شدم

ردي از آشفتگي ات نبود

جاي خالي تو

صندلي چوبي پارك...

من و نگاه دور و خنده هاي كسي در باد

 

/ 21 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسرت

فاطمه جان درود . چقدرزيبا وتوانا وراحت گفته بودی . اما مگه توبا خورشيد بيگانه ای ياحرف ازاقليم ديگری است که نه من ونه امثال من را درفهم ان دست وبال باشد . نويسا ٬سبزوبهارين باشی

هارون راعون

سلام عزيز! از سروده هایت استفاده کردم سبز باشی. قربانت

آتي بان

بادرود. خواهشمند است اطلاعات بيشتر و نمونه آثار خود را براي ما ارسال كنيد . با سپاس .

پویا

دوست گرامی سلام ! اشعار تان زیباست ، سپاس که هر از گاهی خبرم می کنید . شاد زی !

بی نام بمانم

هر چه می خواستم بگويم ديگران گفتند برای همين من نمی گويم

وطندار

زيبا بود. تشکر از فرستادن نشانی وبلاگ زيباتان.

زكيه

سلام عزيرُ شعر نابی سروده ای. به ما غريبا سر نمی زنی!؛ نکنه قهری><<

بشريار

سلام دوست! از بودن تان پشت خط اینترنیت ماهانه تا حدود صدهزار دلار حقوق دریافت کنید.. کاملاَ واقعی و بسته گی به زرنگی و پشتکار خودتان داره..... بیا ببین ضرر نمی کنی.... منتظرتم..... شاد باشی.

نقيب آروين

ديدم و خواندم و لذت بردم شاد باشی سجادی عزيز

حميد حسينی

سلام سجادی عزيز بر عکس روحياتت در نوشته هايت تو را رمانتيک يافتم . اميدوارم مثل هميشه همينطور ژرتلاش باشی. موفق باشی و سربلند حميد حسينی- کابل