آمدم تا نزديك كومه درت

تق....

          بوم ......

                           گرومپ......

و ناخن هايی كه بر چوب كشيدم

و عابر هايی كه هی نگاه كردند

نفست از لای درزها می آمد

گوش ايستاده بودی

به نفرين های من

/ 6 نظر / 3 بازدید
saiidi

سلام سجادی عزیز! خیلی خوشحالم که وبلاگ نازنین تان را می بینم. به مشهدی ها سلام برسان. مشهد منزلگه عشاق است آن سه روز که در مشهد بودم گرچه هوا بس ناجوانمردانه سرد بود اما گرمای آفتابان یاران دردری آنقدر بود که تاسالها در خورجین خاطره من تلالو کند!

میران

سلام نازنين. خوشحالم که شعر زيبای شما را ميخوانم. روزگاری که شما را ديده بودم چند سالی بيشتر نداشتی. ان سالهای شور و شر گذشت اما دگر هرگز نديدمت.

محمدی

سلام خسته نباشيد خانم سجادی می خواستم طی اين ياداشت از وبلاگ زيبا وقشنگت تشکر کنم من از جمله کسانی هستم که به اين چيزها خيلی اهميت نمی دهم زيرا که الان با ب شده که هر کس ميايد تحت عنوان وبلاگ يا ... فضا را اشغال می کند اما راستش ازوبلاک شما خيلی خوشم امداميدوارم که موفق باشيد . محمدی ازقم